تبليغاتX
عشق یخی
چقدر سخت است گل آرزوهایت را در باغ دیگری ببینی و ۱۰۰۰ بار در خودت بشکنی و آن وقت آرام زیر لبت بگویی:    گل من باغچه ی نو مبارک      
+ نوشته شده در جمعه 1386/01/31ساعت 0:35 توسط فریماه |


بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایه ان ثانیه ها خواهم مرد

شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

گم شدم در قدم دوری چشمان بهار

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

+ نوشته شده در جمعه 1386/01/31ساعت 0:24 توسط فریماه |


الو سلام منزل خداست ؟

.

.

.

این منم مزاحمی که آشناست ........

۱۰۰۰ دفعه دلم این شماره را گرفته ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست

شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است چرا نوبت ما که می شه حساب بندهایتان جداست؟

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/01/28ساعت 21:12 توسط فریماه |


تو غریبه بودی و من تو رو از خودم دونستم

تو برام نقشه کشیدی و من نمی دونستم

تو تموم زندگیمو چرا تو دستات گرفتی

نمی دونم که تو این حیله رو از کی یاد گرفتی

اگه من بگذرم از تو پس خدا بالا چه کارس

اگه من بگم گذشته وقت گریه ی ستارس

 ای غریبه ای غریبه تو چشات پر فریبه

ای غریبه ای غریبه تو دلت چه نا نجیبه

مرگ خندهام رسیده  مرگ لحظه های سبزم

مرگ آفتاب امیدم مرگ قصه های نبضم

خنده های پر فریبت هیچ وقت از یادم نمی ره

ای خدا هر کی که بد کرد دلش از غصه بمیره

برو دیدار به قیامت تو رو به خدا سپردم

فقط اونه که می دونه من مث پروانه مردم

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/01/28ساعت 20:27 توسط فریماه |


جلسه ی محاکمه عشق بود و قاضی عقل و عشق را محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود فراموشی یعنی قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع کرد به طرفداری از  عشق آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن اون و داشتی ای گوش مگر تو نبودی که آرزوی شنیدن صدایش بودی و شما پاها که همیشه آماده رفتن به سویش بودید حالا چرا این چنین با او مخالفید ؟   ............                      اعضا روی بر گر داندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند و همه تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت: دیدی قلب همه از عشق بیزارند ولی من متحیرم که با وجودی که عشق بیش تر از همه تو را آزرده چرا هنوز از او حمایت می کنی ؟؟ ...........  قلب نالید : که من بودم با  وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه ی قبلی را تکرار می کنم و فقط با عشق می توانم یک قلب واقعی باشم ((    پس من همیشه از او ن حمایت خواهم کرد ))  حتی اگه نابود شوم شاداب عشق من از این عشق های دو روزه نیست عشق من مثال عشق لیلی به مجنون است

+ نوشته شده در جمعه 1386/01/24ساعت 18:31 توسط فریماه |


همه زندگی من به چشم های تو بستن 

                   نگی دوستم نداری دلم بی تو شکستس

                                  خدا خودش می دونه کدوم دل مهربونه

توی صحرای جنون عشق کدوم دل ساربونه

                می گن واسه چشمت نگم شعر و ترانه  

                                 جلوی پات نریزم گل های ناز پونه

بدون چشم تو می خوام دیگه دنیا نباشه

          نیاد اون عشقت رو بخواد ازم جدا بشه

                      بیا تا باغ احساس واسه هم با هم بمونیم

                                              بیا تا قدر چشای همو بازم بدونیم

+ نوشته شده در جمعه 1386/01/24ساعت 17:56 توسط فریماه |


عشق ما رو به خدایی شدن است...

  رو به برتر شدن از هر حسّی

      که در این عالم خاکی پیداست...

   دوستت دارم٬

      از همین نقطه خاکی تا عرش

                            دوستت دارم٬

                                از زمین تا به خدا.......

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/01/19ساعت 15:45 توسط فریماه |