تبليغاتX
عشق یخی - فراموش نشده...
از هر کی پرسیدم گفت : فراموشش کن اما چگونه؟ هیچ کس نگفت ..... یکی گفت: دیگر به او فکر نکن اما چگونه؟ به او فکر نکنم در حالی که هر لحظه یادش در خاطر من است دیگری گفت نگاهش را نا دیده بگیر اما چگونه نگاهش را نادیده بگیرم در حالی که نگاهش در هر آینه پیداست تمام راه حل ها را امتحان کردم اما نشد هر روز خاطره اش تازه تر است از دیروز و هر روز نگاهش همان نگاه دیروز است همان نگاه اولین روز چگونه می توانم فراموشش کنم در حالی که در تک تک ستاره های آسمان بر قطره قطره موج های دریا و بر برگ برگ سبز سرو نامش را نوشته ام و از صدای چکاوک و از صدای بلبل و از سکوت قاصدک تنها صدای سلام او را می شناسم در هر آینه و بر هر دیوار قابی از نگاهش نصب کرده ام حال از خود تو می پرسم : چگونه فراموشت کنم ؟   ؟   ؟ چگونه دیگر نگاهت نکنم چگونه دیگر نامت را نیاورم چگونه دیگر بر آینه بنگرم چکونه دیگر صدایت را نشنوم و چگونه دیگر آمدنت را به انتظار ننشینم

ای کاش پاسخ می دادی ..... ای کاش فقط برای یک لحظه سکوت را می شکستی از تو می پرسم چگونه به آسمان نگاه کنم و رخ ماه تو را هر شب تمام نبینم چگونه چشمه ی آب را بنگرم و جوشش مهربانیت از خاطرم نگذرد چگونه به کوه نگاهی اندازم و عظمت و بزرگی نگاهت را نجویم چگونه از کنار نسیم بگذرم و بوی خوش تو به مشامم نرسد چگونه موج های دریا را ببینم و یاد نام تو روی شن های ساحل نیفتم ؟ چگونه؟........

چگونه باور کنم حرف های شقایق دروغ بوده و تمام حرف های قاصدک و امید گنجشک و تمام خاطرات پرستو چگونه باور کنم تو دیگر نگاهم نخواهی کرد چگونه باور کنم زندگی به همین سادگی مسیر جاده تو را از من جدا کرد چگونه باور کنم سرابی بیش نبودی ؟ چگونه باور کنم جاده سنگدلی اش برای همگان تنها در زندگی من به نمایش گذاشت؟   ؟   چگونه؟   ؟

ولی هر جا که هستی .................. بدان ................دوستت دارم  احمد

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/04/04ساعت 20:9 توسط فریماه |