تبليغاتX
عشق یخی - عشق آفر..
گوش کن ای دل :

صدای آشنا را بشنوی

باردیگر/ عشق یاری/ حلقه بر در می زند

روز و شبها شکوه می کردی بر تنهایی

ولی..

با تو می گفتم که: آخرعشق به ما سر می زند

باز عشق تازه ای آمد که شبها تا سحر

از نوای هایهای گریه بی خوابم کند

باز عشق آمد که در جانم فرو زد آتشی

آتش او در میان شعله ها آبم کند

وای....این عشقی که میتا زد بجانم عشق کیست؟  (  احمد)

نرم خویی کو لطافت از بهار آموخته

ماهرویی کز حلاوت با عسل آمیخته

مخمل اندام اوتا با تنم شذ آشنا

گرم شد جان و دلم از گرمی آغوش او

گشتم از یک بوسه ی عشق آفرینش روزها

مست او. مبهوت او. بیتاب او.مدهوش او

سینه ی پر نیانش بستر گرم من است

بستر عشق من است این بوسه گاه مرمرین

از دم این بوسه ها در من گل عشقی شکفت

عشق.    در من زنده شد از بوسه ی عشق آفرین

گوش کن ای دل صدای آشنا را بشنوی

بار دیگرعشق یاری حلقه بر در میزند

روز و شبها شکوه میکردی ز تنهایی

ولی....

با تو می گفتم که عشق آخر به ما سر میزند      دوست دارم   احمد 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/30ساعت 2:21 توسط فریماه |